سفارش تبلیغ
صبا

تــــــــــو خــــوب بـــــمان

اشکی که به پلک مرد می آویزد


 قانون غرور را بر هم می ریزد ...!

 


نوشته شده در شنبه 94/2/12ساعت 10:36 صبح توسط sahra نظرات ( ) |

هر چه فکر میکنم میبینم زن که باشی نمیتوانی

مثل آن موقع ها بجنگے و شهیـد شوی ...

ولی میشود با حجاب باشی و

  حجاب پروری و شهیـدپروری کنی...

ان شـــــــــاالله



نوشته شده در جمعه 94/2/11ساعت 12:40 عصر توسط sahra نظرات ( ) |


نوشته شده در جمعه 94/2/11ساعت 12:29 عصر توسط sahra نظرات ( ) |

مردی را میشناسم که غربتش به اندازه غربت همه

بشریت سنگین است و جانسوز...

آقای بزرگواریست که غم و غصه اش از سالها قبل آغاز شده...

از یک گودال خونین...یا شاید قبل تر از آن...

از یک تشت خونین...شاید قبل تر...

از یک محراب خونین...شاید از یک کوچه تنگ...یک چادر خاکی...

دلش تنگ است مولایم...

هر روز که میگذرد دل تنگ تر میشود...

کاش این شبها و روزهای ماه مبارک رجب دعا کنیم...

کاش  امشب که شب آرزوهاست دعاکنیم

برای یک مرد دعا کنیم...

دعا کنیم در تقدیرش امشب ملائک بنویسند:

** ظهور **


نوشته شده در جمعه 94/2/4ساعت 1:4 عصر توسط sahra نظرات ( ) |


نوشته شده در چهارشنبه 94/2/2ساعت 8:52 صبح توسط sahra نظرات ( ) |


Design By : Pichak